خرید بک لینک
از دیروز اتقدر گریه کردم.......... چشمام باز نمیشه...........

خواهر خوشگلم رقت و من دوباااااااااااااااره تنهای تنها شدم در این دیاااااااااااااار غربت..............

برچسب: نویسنده: ایلیا صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 12:40

Summer came .... Last summer I was with my momy here.......... And some days in Tehran....... Now alone........ Thanks God for always support me........... All is good , work is good except alone ..........

برچسب: نویسنده: ایلیا صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 12:40

يك دفعه وسط ماه جولاي بارون داره مياد... و من روي تخت دراز كشيدم و قطرات بارون روي شيشه پنجره رو دارم ميبينم... قطره هاي بارون... دراپساف زين... ودرببا ه تنهايي... تنهايي و تنهايي

امروز ورك فرام هوم بودم و هفته كاري من از فردا شروع ميشه... خداااا جوووونم ...شكرت ...

برچسب: نویسنده: ایلیا صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 12:40

........Went out with Banoo and had the breackfast in Cora resturant

was good...... :)

Thank you God...... If I did not meet anyone in this weekent I would die .......

I really needed to talk with someone, drink a tea and chatting.......

برچسب: نویسنده: ایلیا صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 12:40

Imagin summer time with them .............

برچسب: نویسنده: ایلیا صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 12:40

We found the place in South tower and will move on Monday.

The relation still rouien....... I dont know how much we want to tolarent ......... God love u .....

October is coming.......

Even I forgot to write in my birthday for 36............ I did not even blew a candle.

Happy Birthday Naziiiiiiiii

برچسب: نویسنده: ایلیا صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 12:40

Our relation is getting perfect........ We have not fighted in our new home........... We both feel better,,,,,,,,,,

2018/11/4

برچسب: نویسنده: ایلیا صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 12:40

Hope he passes his exam

God we just have you

everything goes well and smoth ... Thank God

برچسب: نویسنده: ایلیا صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 12:40

ديشب يك تن و بدن درد بدي بهمراه لرز شديد ... پاشدم صد تا لباس پوشيدم و جوراب و بخاري رو زياد كردم تا صبح ... صبح هم با حال خراب برو كار ... از ظهر به بعد حالم بهتر شد... خدايا شكرت

برچسب: نویسنده: ایلیا صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 12:40

صفحه بندی